تبليغاتX
روز دلتنگی...
ذکر او رمز گشایش است...
چشمانم را بستم و زیر لب گفتم یا علی...گفتم یا علی!

***

درست بعد از آخرین پستم پسورد وبلاگم را عوض کردم.بعد هم طوری شد که تصمیم گرفتم وبلاگم را برای مدتی تعطیل کنم.آمدم تا پست خداحافظی را بنویسم و ...

رمز را که زدم باز نکرد...بلاگفا گفت اشتباه است! و من هزار بار که رمز را نوشتم همین یک جمله...اشتباه وارد کرده اید!

پسورد ایمیل خصوصی را هم یادم رفته بود.

هم امتحانات و هم دلایل دیگر باعث شد نت را تعطیل کنم تا به امروز عصر!

دلم برای اتاق وبلاگی ام تنگ شده بود...از اینکه کلیدش را گم کرده ام...پشت میز نشستم و خوب فکر کردم.روزهای قشنگی را پشت سر گذاشته بودم.عید غدیر امسال بهترین و پربارترین غدیری بود که داشتم.

بلاگفا را باز کردم و زیر لب با امیر مومنان،با مرد تنها، با علی (ع)  زمزمه کردم و خواستم.بعد پسورد را نوشتم و ورود!

باز شد !

به همین راحتی...تمام اشتباه من در فونت فارسی و انگلیسی بود!

و اینبار ذکر یا علی ، تمام آنچه در این مدت فراموش کرده بودم ، یادم آورد.و این چنین تقدیر ننوشتن من به سرانجام نرسید ...

و من تصمیم گرفتم بازهم بنویسم ، هرچند متفاوت از قبل...و این بار آغاز با علی (ع) بود.

***

بگذار در سالگرد غدیرت ، من هم با تو بیعت تازه کنم.

بگذار دست تولی بدهم ... اما خودت دعا کن از آنهایی نباشم که فقط در عرض ۷۰ روز به فراموشی سپردند تمام آنچه دیده بودند و شنیده بودند و تو را با تنهایی همیشگی ات بازهم تنها گذاشتند آنهم برای ۲۵ سال...

میدانم دیر آمده ام...

اما در غدیر آمده ام!...

آمده ام...

او علی بود... و ما چرا نفهمیدیم؟!!

و او علی است... و ما چرا نمی فهمیم؟!!


 + سلام!

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 0:25 توسط مها |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا